loading...
پرتال,تفریحی,دختر,و,پسرها,اس ام اس,مطالب داغ
آخرین ارسال های انجمن
admin بازدید : 383 یکشنبه 23 مهر 1391 نظرات (0)

http://www.30cd.biz/upload_pic/1350140978.gif



چرا رنگ پرده کعبه سیاه است؟!



سالانه به طور متوسط 10 تا 11 میلیون نفر زائر از کشورهای مختلف جهان اسلام برای زیارت مسجد نبی (ص) و بیت الله الحرام به عربستان سعودی عزیمت می کنند.

یکی از مهمترین ویژگی هایی که چشم هر زائر مسلمانی را به خانه کعبه مجذوب می کند، رنگ سیاه  پارچه های نصب شده در اطراف خانه خدا است.

بر این اساس این سوال اساسی مطرح می شود که  چرا پرده خانه کعبه سیاه است؟ نخستین بار چه کسى به خانه کعبه سیاه پوشاند؟

در قرآن کریم درباره رنگ پرده کعبه موضوعی نیامده است و از نظر تاریخى نیز درباره رنگ پرده کعبه آگاهى زیادى وجود ندارد.

با این وجود گفته شده که رسول خدا صلى الله علیه و آله بر کعبه پرده سیاه پوشاند. درباره پوشش و پرده کعبه بنا بر آنچه در برخى روایات‏ آمده، نخستین بار حضرت اسماعیل بر کعبه پرده انداخت‏، اما راویان اخبار (مورخان) بر این باورند که اسعد بن تبع حمیرى نخستین کسى بود که در عصر جاهلى کعبه را ابتدا با پوششى از چرم و سپس با پارچه‏هاى مخطط حریر یمنی پوشاند.

پس از آن نیز قریشیان به کمک هم پوشش کعبه را تأمین مى‏کردند و کعبه با چادرهاى خز زرنگار سبز و زرد و باکتان نازک پوشیده مى‏شد.

در همین حال به نقل از عباس بن عبدالمطلب نقل شده است: رسول خدا صلى الله علیه و آله در حج خود بر خانه کعبه جامه گران  بهاى سیاه پوشاند. در روایت ابن سعد، نوع پارچه مشخص نشده است، اما واقدى مى‏گوید: پارچه‏ها یمنى بود.

پرده کعبه در روایات داراى اهمیت فراوانى است و در برخى روایات از آن تعبیر به دامان خداوند متعال شده است که هر کس دست در آن دامان زند و به آن پناهنده شود در امان مى‏ماند.

تنها رسول خدا صلى الله علیه و آله پس از فتح مکه مکرمه که اهل آن را بخشید در باره عبداللَّه بن خَطَل فرمود: عبداللَّه را بکُشید، گرچه به کعبه پناه برده باشد.

 

منبع : سيمرغ

admin بازدید : 372 پنجشنبه 20 مهر 1391 نظرات (0)
شهیدی که در قبر خندید+عکس
گفتگو با مادر “شهیدی كه در قبر خندید”


به گزارش اروم نیوز به نقل از کیهان:
ما راه را گم می كنیم و مادر شهید برای اینكه بیش از این سرگردان نباشیم، سر كوچه می آید و منتظر ما می شود. بالاخره خانه را پیدا می كنیم. نگاهم به مادر شهید كه می افتد ناخودآگاه احساس ها و رفتارها طوری مفهوم پیدا می كند كه انگار سالهاست همدیگر را می شناسیم. انگار ما از سفر آمده ایم و مادری منتظر و چشم به راه است. راست بود ما از سفر آمده بودیم، از سفر جهالت و غفلت برگشته بودیم تا به خانه ای ورود پیدا كنیم كه تاریخ سر درش نوشته بود«معرفت از آن شهداست».
راستش را بخواهید حقیقت این سفر این بود كه كوله بار خالیمان را جمع كرده و آورده بودیم تا با پهن كردن آن پای صحبت مادر شهیدی كه در قبر خندیده بود، خلأ كوله بارمان را پر كنیم.
 

درباره ما
سلام به تمام بازدید کنندگان این سایت امیدوارم مطالب این سایت مورد پسند شما باشد .برای استفاده ی از تمام امکانات سایت عضو شوید.
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 515
  • کل نظرات : 178
  • افراد آنلاین : 26
  • تعداد اعضا : 1616
  • آی پی امروز : 128
  • آی پی دیروز : 139
  • بازدید امروز : 181
  • باردید دیروز : 292
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 4
  • بازدید هفته : 848
  • بازدید ماه : 848
  • بازدید سال : 63,686
  • بازدید کلی : 1,334,578